از همان روزي كه حس كردي كسي رو دوست داري منتظر جدایی باش ...
چون بخواي و نخواي تو زندگي يه نقطه جدايي هست .
يه ايستگاه آخر وجود داره هيچوقت از جدايي نمي توني فرار كني .
پس زندگيت رو بيشتر از اين خراب نكن....
|
|
||
|
روزتولدم یادمه اولین نفری که تولدم رو بهم تبریک گفت جیران عزیز بود و این خاطره هیچ وقت از یادم بیرون نمی ره . حالا میدونم که بر خلاف تصوری که داشتم حالا من آخرین نفری هستم که به اولین نفری که تولدم رو تبریک گفت . تبریک می گم . و قطعا از من ناراحت شده امیدوارم منو ببخشه . تولدت مبارک |
|


عجب ای دل عاشق تو ام حوصله داری
تو این سینه نشستی هزارتا گله داری
یه روز عاشق نوری یه روزی سوتو کوری
یه روز مثل حبابی یه روز سنگ صبوری
پر از شک و هراسی همیشه بی حواسی
پر از حرفیو خاموش یه قصه و فراموش
***********
پر از راز نگفته یه کوله بار بر دوش
یه بی طاقت خسته به انتظار نشسته
یه روز رفیق راهی سفر پای پیاده
به اندازه ی عشقی پر از حرفای ساده
واسه روزای رفته سفر قصه ی خوبه
چراغ روشن راه قشنگی غروبه
حرفی برای گفتن نمانده وقتی تو خا موشی چه دلیلی هست برای شادی
وقتی تو نیستی چه بهانه ای برای گریه هست
وقتی حضور چشمانت نیست چه نیازی به زندگی است
وقتی تو میروی چه اهمیتی دارد تبیدن قلب من وقتی عشقت را دریغ کردی بیهوده شد وجود من

میشه با گرگر دستای تو خیلی کارا کرد
میشه تو چشمای تو گم شد و مرد
میشه دریا رو به بغض تو سپرد
میشه با چشم تو رنگا رو شناخت
میشه بهترین ترانه ها رو ساخت
نگو دیره من از این فاصله ها بد جوری گریه م می گیره
نگو دیره من از این بیخودی ها بد جوری گریه م می گیره
آره گریه م می گیره ...
میشه هر قصیده رو با چشم تو اندازه کرد
میشه تو چشمای تو قدیمی ها رو تازه کرد
همه کاشی کاری ها ، خرابه ها
همه ماشین دودی ها ، مثنوی ها
میشه فریاد زد و رفت تا ته دشت
میشه دریا شد و از خشکی گذشت
نگو دیره من از این فاصله ها بد جوری گریه م می گیره
نگو دیره من از این بیخودی ها بد جوری گریه م می گیره
آره
گریه م می گیره .
خدا هم ترک ما کرده...خدا دیگه کجا رفته؟...
نمی دانم مرا آیا گناهی هست...؟
که شاید هم به جرم آن..........غریبی و جدایی هست...!!!

وقتی دلت تنگ شد
وقتی چشمات تر شد
وقتی دیگه کسی نبو امیدت
وقتی که دیگه کسی نبود هم نفسی
بدون که هست اینجا کسی
که تو واسش همه کسی


قلب واقعی
ناگهان پير مردي جلوي جمعيت آمد و گفت كه قلب تو به زيبايي قلب من نيست .
مرد جوان و ديگران با تعجب به قلب پير مرد نگاه كردند قلب او با قدرت تمام مي تپيد اما پر از زخم بود. قسمتهايي از قلب او برداشته شده و تكههايي جايگزين آن شده بود و آنها به راستي جاهاي خالي را به خوبي پر نكرده بودند براي همين گوشههايي دندانه دندانه درآن ديده ميشد.
در بعضي نقاط شيارهاي عميقي وجود داشت كه هيچ تكهاي آن را پرنكرده بود، مردم كه به قلب پير مرد خيره شده بودند با خود ميگفتند كه چطور او ادعا ميكند كه زيباترين قلب را دارد؟
مرد جوان به پير مرد اشاره كرد و گفت تو حتماً شوخي ميكني؛ قلب خود را با قلب من مقايسه كن ؛ قلب تو فقط مشتي رخم و بريدگي و خراش است .
پير مرد گفت : درست است ، قلب تو سالم به نظر ميرسد اما من هرگز قلب خود را با قلب تو عوض نميكنم. هر زخمي نشانگر انساني است كه من عشقم را به او دادهام، من بخشي از قلبم را جدا كردهام و به او بخشيدهام.
گاهي او هم بخشي از قلب خود را به من داده است كه به جاي آن تكهي بخشيده شده قرار دادهام؛ اما چون اين دو عين هم نبودهاند گوشههايي دندانه، دندانه در قلبم وجود دارد كه برايم عزيزند؛ چرا كه يادآور عشق ميان دو انسان هستند.
بعضي وقتها بخشي از قلبم را به كساني بخشيدهام اما آنها چيزي از قلبشان را به من ندادهاند، اينها همين شيارهاي عميق هستند ، گرچه دردآور هستند اما يادآور عشقي هستند كه داشتهام، اميدوارم كه آنها هم روزي بازگردند و اين شيارهاي عميق را با قطعهاي كه من در انتظارش بودهام پركنند.
پس حالا ميبيني كه زيبايي واقعي چيست ؟
مرد جوان بي هيچ سخني ايستاد، در حالي كه اشك از گونههايش سرازير ميشد به سمت پير مرد رفت از قلب جوان و سالم خود قطعهاي بيرون آورد و با دستهاي لرزان به پير مرد تقديم كرد پير مرد آن را گرفت و در گوشهاي از قلبش جاي داد و بخشي از قلب پير و زخمي خود را به جاي قلب مرد جوان گذاشت .
مرد جوان به قلبش نگاه كرد؛ ديگر سالم نبود،اما از هميشه زيباتر بود زيرا كه عشق از قلب پير مرد به قلب او نفوذ كرده بود .
به نظر من ارزش یه بار خوندن رو داشت . . جواد![]()
دوست خوبم :
به کسی دل نبند . چون دنیا اونقدر کوچیکه که دو تا دل کنار هم جا نمیشه ...
اما اگه دل بستی از دستش نده چون دنیا اونقدر بزرگه که دیگه پیداش نمی کنی ...
مهربانی باغ سبزی است که از روزنه پنجره ها باید دید
.مهربانم مگذار لحظه ای روزنه پنجره ها بسته شود.

جیران
زندگی
زندگی یعنی چکیدن
همچو شمع از گرمی عشق
زندگی یعنی لطافت
گم شدن در نرمی عشق
زندگی یعنی دویدن
بر امان در وادی عشق

رفتن و آخر رسیدن
بر در آبادی عشق
دیر شده باشه ولی زیاد مهم نیست مهم اینه که آدم تبریک بگه
.



