تبليغاتX
کلبه ی زیبای دو دوست

از همان روزي كه حس كردي كسي رو دوست داري منتظر جدایی باش ...

 چون بخواي و نخواي تو زندگي يه نقطه جدايي هست .

 يه ايستگاه آخر وجود داره هيچوقت از جدايي نمي توني فرار كني .

 پس زندگيت رو بيشتر از اين خراب نكن....

 

 

+ نوشته شده در دوشنبه ششم خرداد 1387ساعت 16:3 توسط / جیران و جواد / |


 

 

 روزتولدم یادمه اولین نفری که تولدم رو بهم تبریک گفت جیران عزیز بود و این خاطره هیچ

وقت از یادم بیرون نمی ره . حالا میدونم که بر خلاف تصوری که داشتم حالا من آخرین

نفری هستم که به اولین نفری که تولدم رو تبریک گفت . تبریک می گم . و قطعا از من

ناراحت شده امیدوارم منو ببخشه .

                         تولدت مبارک

 

 

 

+ نوشته شده در شنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1387ساعت 21:12 توسط / جیران و جواد / |


عجب ای دل عاشق تو ام حوصله داری

تو این سینه نشستی هزارتا گله داری

یه روز عاشق نوری یه روزی سوتو کوری

یه روز مثل حبابی یه روز سنگ صبوری

پر از شک و هراسی همیشه بی حواسی

پر از حرفیو خاموش یه قصه و فراموش

***********

پر از راز نگفته یه کوله بار بر دوش

یه بی طاقت خسته به انتظار نشسته

یه روز رفیق راهی سفر پای پیاده

به اندازه ی عشقی پر از حرفای ساده

واسه روزای رفته سفر قصه ی خوبه

چراغ روشن راه قشنگی غروبه

+ نوشته شده در یکشنبه پانزدهم اردیبهشت 1387ساعت 19:54 توسط / جیران و جواد / |


 

حرفی برای گفتن نمانده وقتی تو خا موشی چه دلیلی هست برای شادی

 وقتی تو نیستی چه بهانه ای برای گریه هست

 وقتی حضور چشمانت نیست چه نیازی به زندگی است

 وقتی تو میروی چه اهمیتی دارد تبیدن قلب من وقتی عشقت را دریغ کردی بیهوده شد وجود من

 

+ نوشته شده در یکشنبه پانزدهم اردیبهشت 1387ساعت 15:57 توسط / جیران و جواد / |


هنو میشه تو چشات ، خیلی چیزا رو تازه کرد

میشه با گرگر دستای تو خیلی کارا کرد

میشه تو چشمای تو گم شد و مرد

میشه دریا رو به بغض تو سپرد

میشه با چشم تو رنگا رو شناخت

میشه بهترین ترانه ها رو ساخت

نگو دیره من از این فاصله ها بد جوری گریه م می گیره

نگو دیره من از این بیخودی ها بد جوری گریه م می گیره

آره گریه م می گیره ...

میشه هر قصیده رو با چشم تو اندازه کرد

میشه تو چشمای تو قدیمی ها رو تازه کرد

همه کاشی کاری ها ، خرابه ها

همه ماشین دودی ها  ، مثنوی ها

میشه فریاد زد و رفت تا ته دشت

میشه دریا شد و از خشکی گذشت

نگو دیره من از این فاصله ها بد جوری گریه م می گیره

نگو دیره من از این بیخودی ها بد جوری گریه م می گیره

آره

گریه م می گیره .

+ نوشته شده در یکشنبه هشتم اردیبهشت 1387ساعت 20:59 توسط / جیران و جواد / |


مرا اینگونه باور کن...کمی تنها...کمی بی کس...کمی از یاد رفته...

خدا هم ترک ما کرده...خدا دیگه کجا رفته؟...

نمی دانم مرا آیا گناهی هست...؟

که شاید هم به جرم آن..........غریبی و جدایی هست...!!!

+ نوشته شده در پنجشنبه پنجم اردیبهشت 1387ساعت 14:35 توسط / جیران و جواد / |


وقتی دلت تنگ شد
وقتی چشمات تر شد
وقتی دیگه کسی نبو امیدت
وقتی که دیگه کسی نبود هم نفسی
بدون که هست اینجا کسی
که تو واسش همه کسی

 


+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و هشتم فروردین 1387ساعت 13:53 توسط / جیران و جواد / |


قلب واقعی

روزي مرد جواني وسط شهري ايستاده بود و ادعا مي كرد كه زيبا ترين قلب را دارد . جمعيت زيادی جمع شدندوبه قلب او نگریستند. قلب او كاملاً سالم بود و هيچ خدشه‌اي بر آن وارد نشده بود مرد جوان با كمال افتخار با صدايي بلند به تعريف ازقلب خود پرداخت .و همه تصديق كردند كه قلب او به راستي زيباترين قلبي است كه تاكنون ديده‌اند.

ناگهان پير مردي جلوي جمعيت آمد و گفت كه قلب تو به زيبايي قلب من نيست .

مرد جوان و ديگران با تعجب به قلب پير مرد نگاه كردند قلب او با قدرت تمام مي ‌تپيد اما پر از زخم بود. قسمت‌هايي از قلب او برداشته شده و تكه‌هايي جايگزين آن شده بود و آنها به راستي جاهاي خالي را به خوبي پر نكرده بودند براي همين گوشه‌هايي دندانه دندانه درآن ديده مي‌شد.

در بعضي نقاط شيارهاي عميقي وجود داشت كه هيچ تكه‌اي آن را پرنكرده بود، مردم كه به قلب پير مرد خيره شده بودند با خود مي‌گفتند كه چطور او ادعا مي‌كند كه زيباترين قلب را دارد؟

مرد جوان به پير مرد اشاره كرد و گفت تو حتماً شوخي مي‌كني؛ قلب خود را با قلب من مقايسه كن ؛ قلب تو فقط مشتي رخم و بريدگي و خراش است .

پير مرد گفت : درست است ، قلب تو سالم به نظر مي‌رسد اما من هرگز قلب خود را با قلب تو عوض نمي‌كنم. هر زخمي نشانگر انساني است كه من عشقم را به او داده‌ام، من بخشي از قلبم را جدا كرده‌ام و به او بخشيده‌ام.

گاهي او هم بخشي از قلب خود را به من داده است كه به جاي آن تكه‌ي بخشيده شده قرار داده‌ام؛ اما چون اين دو عين هم نبوده‌اند گوشه‌هايي دندانه، دندانه در قلبم وجود دارد كه برايم عزيزند؛ چرا كه ياد‌آور عشق ميان دو انسان هستند.

بعضي وقتها بخشي از قلبم را به كساني بخشيده‌ام اما آنها چيزي از قلبشان را به من نداده‌اند، اينها همين شيارهاي عميق هستند ، گرچه دردآور هستند اما ياد‌آور عشقي هستند كه داشته‌ام، اميدوارم كه آنها هم روزي بازگردند و اين شيارهاي عميق را با قطعه‌اي كه من در انتظارش بوده‌ام پركنند.

پس حالا مي‌بيني كه زيبايي واقعي چيست ؟

مرد جوان بي هيچ سخني ايستاد، در حالي كه اشك از گونه‌هايش سرازير مي‌شد به سمت پير مرد رفت از قلب جوان و سالم خود قطعه‌اي بيرون آورد و با دستهاي لرزان به پير مرد تقديم كرد پير مرد آن را گرفت و در گوشه‌اي از قلبش جاي داد و بخشي از قلب پير و زخمي خود را به جاي قلب مرد جوان گذاشت .

مرد جوان به قلبش نگاه كرد؛ ديگر سالم نبود،اما از هميشه زيباتر بود زيرا كه عشق از قلب پير مرد به قلب او نفوذ كرده بود .

به نظر من ارزش یه بار خوندن رو داشت . . جواد

دوست خوبم :

می دونی توی دنیا یه قلب هست که فقط برای تو.. برای وجود تو... برای نفس تو... برای نگاه تو... می تپه... اون قلب... قلب خودت هست... اینو باورکن!..
 
                         
+ نوشته شده در شنبه بیست و چهارم فروردین 1387ساعت 13:48 توسط / جیران و جواد / |


به کسی دل نبند . چون دنیا اونقدر کوچیکه که دو تا دل کنار هم جا نمیشه ...

اما اگه دل بستی از دستش نده چون دنیا اونقدر بزرگه که دیگه پیداش نمی کنی ...

 

+ نوشته شده در شنبه هفدهم فروردین 1387ساعت 11:49 توسط / جیران و جواد / |


ای عزیز!


مهربانی باغ سبزی است که از روزنه پنجره ها باید دید

.مهربانم مگذار لحظه ای روزنه پنجره ها بسته شود.

جیران

+ نوشته شده در سه شنبه سیزدهم فروردین 1387ساعت 20:38 توسط / جیران و جواد / |


زندگی

زندگی یعنی چکیدن

  همچو شمع از گرمی عشق   

 زندگی یعنی لطافت 

گم شدن در نرمی عشق

زندگی یعنی دویدن

بر امان در وادی عشق

 

رفتن و آخر رسیدن

بر در آبادی عشق

 

+ نوشته شده در دوشنبه دوازدهم فروردین 1387ساعت 11:59 توسط / جیران و جواد / |


 

سلام

شاید واسه تبریک سال نو یکمی دیر شده باشه ولی زیاد مهم نیست مهم اینه که آدم تبریک بگه.

منم به نوبه ی خودم سال جدید و به همه ی دوستای خوبم به ویژه به جواد عزیز که توی این مدتی که من نبودم  تنهایی تموم کارهای وبلاگ و انجام داده تبریک میگم

و آرزوی بهترین ها رو براش دارم

 

زندگی مثل یه جاده تو یه دشت قشنگه،تموم لذت رو از مناظرش ببر چون ته این جاده یه تابلو نصب شده که

روش نوشته: دور زدن ممنوع

 

+ نوشته شده در شنبه دهم فروردین 1387ساعت 0:51 توسط / جیران و جواد / |